تبليغاتX
اعتراض به توقیف ماهنامه سوره - این سوره دوباره نازل خواهد شد...
 
اعتراض به توقیف ماهنامه سوره
 
 
پرمخاطب ترین ماهنامه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
 

بسم الله الرحمن الرحيم

نوشته: حميدرضا غريب رضا

موسسه گفتگوي ديني

اين سوره دوباره نازل خواهد شد...

كه با من هر چه كرد...

وقتي اسم شهيدي را مي‌بردم، مي‌گفتند: خدا رحمتش كند... فكر مي‌كردند شهدا مثل خودشان مرده‌اند...

مي‌گفتم: خدا كه آنها را رحمت كرده، خدا بايد رحمي به ما كند... خوب مبارك است سوره هم تازه زنده شده...

وقتي سوره را بستند به ياد دوم خردادي ها افتادم... يادتان مي‌آيد روزنامه‌هايشان كه تعطيل مي‌شد، چقدر مي‌سوختند؟ ولي كمي فكر كردم ديدم عجب بي‌انصافم! اين هم شد مقايسه؟ نه، اشتباه نكنيد... منظورم مقايسه خط‌هاي كج و كوله چپ و راست نبود... نه... آخر سوره را جناح مخالف و نمي‌دانم رقيب چنان و چنين تعطيل نكرد... من از بيگانگان هر گز ننالم... كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد...

 

سوره چگونه بود؟

سوره «راه» نماي خوبي بود؛ راه را هم خوب مي‌رفت...

خط داشت ولي چون دوران بلوغ را گذرانده بود، با خطها بازي نمي‌كرد...

ميقات سه نسل بود كه در جبهه «بصيرت انقلابي» مُحرم مي‌شدند...

سوره جوان بود و جوانگرا، پيرمردها هم با خواندن آيه‌هاي اين سوره جوان مي‌شدند... سيد جوانان اهل انقلاب بود...

چريكي مي‌نوشت، پارتيزاني توزيع مي‌شد و روشنفكر ديني تربيت مي‌كرد!

مي‌خواست به ما بفهماند«اتفاقات عظيمي در راه است»، همه تلاشش را براي ايجاد جنبش «به سوي تمدن اسلامي» به كار گرفته بود، از افتادن «دين در دام درام» ناله داشت،‌ براي فهماندن تفاوت ميان «تلويزيون ديني» با «دين تلويزوني» بسيار كوشيد، «دينداريش غير عادي» بود و از «دين شرمنده» منتفر، عميقا معتقد بود «خلاء تئوريك جدي است»، «نقطه عطف در تاريخ مدرن جهان اسلام» را نشان مي‌داد، سكولاريسم را حتي از نوع پنهانش و حتي«در راديو قرآن» تاب نمي‌آورد. از «اشرافيت معرفتي در مصاف با علم بومي» داستانها گفته بود... ما را از مرزهاي ساختگي بيرون مي‌برد و همجنس بودنمان را با «كليم صديقي‌»ها، «مظفر اقبال»ها و «ظفر بنگاش»ها نشان مي‌داد...

 

حق سوره:

سوره جان حقّت بود، مي‌خواستي مثل بچه آدم سرت را پايين بياندازي، آهسته بروي و آهسته بيايي تا... آخر كي به تو گفته بود از تحجر بنويسي؟ مگر سرت درد مي‌كرد از اسلام انجمن حجتيه حرف زدي؟ حقّت همين است... بايد تعطيل شوي تا به ما ياد بدهي سري كه درد نمي‌كند اصلا سر نيست تا دستمالش ببندند.... حقت همين بود... مرد حسابي اسلام اسلام است، ديگر اسلام ناب آمريكايي و اسلام فلان و بهمان چه صيغه‌اي بود از خودت درآوردي؟ اصلا كي گفته بود بايد منظم و سرماه چاپ مي‌شدي؟ كي گفته بايد تبديل به روزنامه مي‌شدي؟ بايد تعطيل بشوي تا نسخه‌هاي باقي مانده ماههاي پيش تو هم ناياب شود... بايد متوقف شوي تا راهت پوياتر شود... واقعا حقّت همين است...

 

انتخابتان بد بود...

سوره گزنده مي‌نوشت؟ نوشته‌هايش تلخ بود؟ تند و تيز بود؟ هر چه كه بود در اين دنيا بود و تمام مي‌شد... تندي و تلخيش به اندازه زقّوم و طعام الاثيم كه نبود... اي كاش مقايسه خوب مي‌كرديد و انتخابي بهتر...

 

وحي مستمر...

در اين سوره به نون(البته از نوع نداشته) و قلم قسم خوره شده بود با پرتو گيري از «خورشيد انقلاب»، دوباره «صحيفه نور» ورق بخورد... باكي نيست اين سوره تمام شد، وحي الاهي كه قطع نمي‌شود... عقل به دست آوردگان مدرسه عشق كه از زمين و مادر موسي و زنبور عسل كمتر نيستند... اين سوره دوباره كه نه، بارها و بارها نازل خواهد شد...

 

و در پايان تشكر بي‌دريغ از مسئول محترم حوزه هنري:

در پايان از تلاش مخلصانه اين مسئول محترم در معرفي بهتر شخصيت «آقا وحيد» و عزم كردن جزم ما در ادامه اين راه و از همه مهمتر نشان دادن خط كشي فكري دقيق موجود در حساسترين مركز تبليغي كشور تشكر مي‌كنيم... دستتان درد نكند... بدين راه و روش مي‌رو كه با .... پيونديست!!

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:47  توسط مخاطبین سوره  | 
 
  بالا