خبر را كه شنيدم، چندان شگفتزده نشدم. انتظارش بود. چند ماهي بود كه وحيد جليلي در كشوقوسهاي بازيهاي سياسي آقايان اهل فرهنگ(!) افتاده و داشت دستوپا ميزد بين كنارآمدن يا ايستادگي بر سر آرمانهايش؛ آخرش هم يكي را انتخاب كرد، اما آنچه مرا شگفتزده كرده بود، دريغش بود از يك «هل من ناصر»! حتي زنگ زدم كه «برادر، شنيدم سنگاندازي ميكنند و ...» و انكار هم ميكرد! اما ميدانستم كه خبرهايي هست: سوره در قتلگاه بود.
□
بگذريم از اينكه نوشتن از سوره، شايد آن هم الان، نوشداروي بعد از مرگ است، اما از باب اينكه ما هم در زمرة مشتريان يوسف درآييم...
□
ـ چرا؟
ـ به خاطر نقدهاي تند و تيزش!
ـ مگر كسي در وفاداري و نيت بچههاي تحريرية سوره شك دارد؟ انتقاد ميكنند براي بهتر شدن. تازه، فرياد كه نزدند، مخاطبان سوره قشر فرهنگي جامعهاند و فرهنگ هم نيازمند پالايش و ويرايش است.
□
آنان كه تحمل تيزي نشتر نقد را ندارند، چگونه ميخواهند در عرصة فرهنگ، ديدگاههاي گوناگون را برتابند و ادعا دارند در برابر تازشهاي بيامان فرهنگي ايستادهاند!؟
جامعهاي كه آرمانخواه است و خود را روبهرشد ميبيند، ناگزير از آن است كه عناصر فرهنگياش را به نقد و چالش اندازد تا هر كس حساب كار خويش برد و پاي از خط راست بيرون ننهد. اگر غير از اين است، مناديان فرهنگي اعلام كنند!
بر كسي پوشيده نيست كه امروز جامعة ما بيش از هر زمان ديگري محتاج نقد شدن است تا سره از ناسره بيرون آيد و حق و باطل شناخته شوند و راهها و كارها راست آيد و اگر اين كار را سوره نكند، كدام مجله و روزنامهاي را بايد جايگزين كرد؟
□
سوره تعطيلشدني نيست؛ شايد گروه ديگري انتشارش را ادامه دهند؛ اما نكته در اينجاست كه خط سورة كنوني كه همان نقد منصفانة عملكردهاي فرهنگي در كشور بود، به انتها رسيد و... شايد از اين پس گروهي آسودهتر خواهند خوابيد و صد البته، فردا گروهي مصممانهتر از ديروز به ميدان خواهند آمد.
رضا مصطفوی-سردبیر ماهنامه امتداد
|
+|
نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 14:5  توسط مخاطبین سوره
|