|
اعتراض به توقیف ماهنامه سوره
|
||
|
پرمخاطب ترین ماهنامه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی |
سوره ، سوره ی شهید آوینی ست و هیچ کس نمی تواند آن را تعطیل کند. سوره تعطیل نمیشود. وحید جلیلی برایمان همانقدر عزیز و دوست داشتنی ست که آوینی شهید. مشکلات کوچک حل میشود. آقای بنیانیان هم آدم بی منطقی نیست و اگر نیاز به وساطت و صحبت های امثال من دارد در خدمتیم اما آن قدر عقل مان می رسد که درود بر فلان و مرگ بر فلان نگوییم. سوره تعطیل نمی شود. سوره در حوزه میماند و امثال وحید جلیلی ها هم در حوزه خواهند ماند.
در همین رابطه :
نامه جمعی از طلاب حوزه علمیه قم به رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) : بسیج مدرسه معصومیه قم
سوره را بستند هی هی... : طنزهای امید مهدی نژاد
به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ : تجربه ی تفکر
وقتی سوره توقیف می شود ! : رد درد
برکات تعطیلی سوره : ترنم فکر
دیکتاتوری فرهنگی : جنبش عدالتخواه دانشگاه بوعلی همدان
ما بیسوره نمیمانیم، حتی اگر سورهای در کار نباشد : ساقور
اگر مطلب و یا یادداشتی در مورد توقیف ماهنامه سوره خوانده اید که در این وبلاگ منعکس نشده ما را مطلع کنید.







خبرنگاران


باسمه تعالي
اگر از مسائل حاشيه اي ماجراي تعطيلي «سوره» كمي فاصله بگيريم، مي توانيم تحليل هاي عميق تري از اين ماجرا ارائه كنيم. بر اين اساس مي توان ادعا كرد يكي از علل اصلي تعطيلي اين نشريه مسأله « انسان شناسي » است. توضيح اين مطلب نيازمند برخي مقدمات است. انسان شناسي يك از مهمترين بنيان هاي يك مكتب يا ايدئولوژي است. براي مثال سرمايه داري بخش اعظم قوّت خود را مديون انسان شناسي قدرتمندش است و ليبراليسم نيز داراي انسان شناسي جذاب و فريبنده و عامه پسنديست. سرمايه داري معتقد است انسان موجودي است كه به دنبال نفع شخصي خود است، از اين رو بايد سياست گذاري و ترتيبات و تنظيمات اقتصادي جامعه به نحوي باشد كه برآيند جستجوي منافع شخصي به منفعت عامه منتهي گردد. ليبراليسم در مقابل نگرشي خوش بينانه به انسان دارد؛ ليبرال ها معتقدند چنانچه موانع «خارجي» شر و بدي و رذالت را از ميان برداريم، انسان ها «طبيعتاً» به سوي خير و نيكي خواهند رفت. بنياد و اساس آزادي خواهي مكتب ليبراليسم نيز همين مبناي انسان شناسي است. با اين مقدمه موجز كه اميدوارم وافي به مقصود بوده باشد، به سراغ ماجراي تعطيلي مجله سوره مي رويم. شايد تعجب كنيد ولي اين ادعا حقيقت دارد كه تعطيلي اين مجله به علت نقد «انسان شناسي سرمايه داري» نبود، بلكه ناشي از انتقاد به «انسان شناسي ليبرالي» بود. «سوره» در مشي و سياست عدالت خواهانه خود، سه محور اساسي را مد نظر داشت:
|
تجمع دانشجویی در اعتراض به عملکرد حوزهی هنری و برخورد سیاسی با اهالی جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی یکشنبه - نماز ظهر - میدان فلسطین |
سوره چگونه بود؟
سوره «راه» نماي خوبي بود؛ راه را هم خوب ميرفت...
خط داشت ولي چون دوران بلوغ را گذرانده بود، با خطها بازي نميكرد...
ميقات سه نسل بود كه در جبهه «بصيرت انقلابي» مُحرم ميشدند...
سوره جوان بود و جوانگرا، پيرمردها هم با خواندن آيههاي اين سوره جوان ميشدند... سيد جوانان اهل انقلاب بود...
چريكي مينوشت، پارتيزاني توزيع ميشد و روشنفكر ديني تربيت ميكرد!
ميخواست به ما بفهماند«اتفاقات عظيمي در راه است»، همه تلاشش را براي ايجاد جنبش «به سوي تمدن اسلامي» به كار گرفته بود، از افتادن «دين در دام درام» ناله داشت، براي فهماندن تفاوت ميان «تلويزيون ديني» با «دين تلويزوني» بسيار كوشيد، «دينداريش غير عادي» بود و از «دين شرمنده» منتفر، عميقا معتقد بود «خلاء تئوريك جدي است»، «نقطه عطف در تاريخ مدرن جهان اسلام» را نشان ميداد، سكولاريسم را حتي از نوع پنهانش و حتي«در راديو قرآن» تاب نميآورد. از «اشرافيت معرفتي در مصاف با علم بومي» داستانها گفته بود... ما را از مرزهاي ساختگي بيرون ميبرد و همجنس بودنمان را با «كليم صديقي»ها، «مظفر اقبال»ها و «ظفر بنگاش»ها نشان ميداد...
موسسه گفتگوی دینی
حمیدرضا قریب رضا
طرح رای به سوره در سایت حوزه هنری توانست سوره را با ۸۸ درصد آراء به رتبه اول برساند
هیئت تحریریه سوره ۴ ٬ قصد دارند تمامی واکنش ها و بازتابهای سوره و دلایل آن را در ویژه نامه ای به چاپ برسانند. اگر شما هم مطلبی در این مورد دارید و یا آن را خوانده اید میتوانید آن را در نظرات این پست اعلام کنید
تعطیلی سوره و چهارشنبه سوری مدیران فرهنگی : راوی
بنیانیان و مذهب علیه مذهب : بیداری
خود تعطیلی اجباری یادگار آوینی : ترنم فکر
تعطیلی سوره! چرا ؟! : کانون رهپویان وصال شیراز
آتش در نیستان : آهستان
بيانيه ي بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور در اعتراض به تعطيلي ماهنامه ي سوره : شهيد وحيد
برای تعطيلی سوره .... : برای چشمهایش
سوره را قربانی سو مدیریتهایتان نکنید : رسانه
شوری شیرین، میان دلشوره ماست
این تازه شروع آتش کوره ماست
پرپر زدنِ بی رمقِ بسمل نیست
این بسم الله اول سوره ماست
رضا مصطفوی-سردبیر ماهنامه امتداد
حالا ديگرمسئول كتابخانه كوچك مسجد روستايي دورافتاده در لردگان چهارمحال و بختياري را جزيي از جبهه فرهنگي انقلاب مي دانيم، همانطور كه عليرضا كمري و رضا اميرخاني و ابراهيم فياض را و محمد دبوق لبناني
سوره تریبونی بود برای نقد / امیر اسماعیلی
چندوقت دیگر دورهای جدید با تیم و گروهی تازه راه میافتد و این بار راه بی خطری پیش گرفته می شود و خیلی پیشرفت باشد، چند پیشنهاد و راهکار برای پیشبرد جریانات فرهنگی، تا نه زانوی آهو بلرزد و نه خدای ناکرده شوری به دل کسی بیفتد که «... بعضي از افراد با روشهاي نادرست و پرخاشگرانه با قلب واقعيت و جعل موضوعات بياساس از مقدسات و اعتقادات مردم سوء استفاده كنند.»!
سرباز، به جبههي خودي شليك ميكني! / مهدي صدر - طلبه – سردبير فصلنامهي خط
تفاوت مدير حوزهي هنري با سردبير سوره آن است كه جليلي در وظيفهي خويش كه نقد است موفق است و بنيانيان در مديريتش شايد نه؛ جليلي سخنگوي نسلي از طلبهها و دانشجوياني است كه آرمانهاي انقلاب را در كوران تجارتپيشهگيها و مصلحتانديشيهاي مديران فرهنگي جامعه در محاق مييابند و حداقل كاري كه از ايشان برميآيد ترديد، نقد و اعتراض است

|
عصر به دلیل مخالفتهای دانشجویی در اعتراض به تعطیلی سوره سخنرانی بنیانیان (رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات) تعطیلانده شد. هیچ خبرگزاری حاضر به ارسال این خبر نیست!!!! تنها خبرگزاری فارس این خبر را منتشر کرد که آن هم ساعتی بعد حذف شد.
برای اطمینان به سایت قطره بروید و با سرچ سوره به خبرهای نامرئی برسید!! در این جلسه بنیانیان اذعان کرد که در برابر سئوالاتتان پاسخ نخواهم داد و در هیچ مناظرهای هم حاضز نخواهم شد. گفتم: آقای بنیانیان! مگر رهبری نفرمودند که پاسخگو باشید؟ دیگری گفت که رهبری از ما خواستهاند که مطالبه کنیم و یقهگیری کنیم (تعبیر رهبری) شما باید پاسخ دهید. یکی دیگر بلند شد و گفت اصلا الآن ساعت کاری شماست و وظیفهی شماست که در این ساعت به کار اداریتان بپردازید و دربارهی آن پاسخ بدهید. دیگرتری هم بلند شد و گفت که برای حرفهایتان مصداق بیاورید! همینطور بیپروا حرف نزنید! اینجا بود که بنیانیان هیچ کدام از سئوالهای فوق را پاسخ نداد و رفت. همین! | ||
سلام علیکم
علی¬رغم پی¬گیری¬های متعدد تحریریه سوره برای چاپ شماره سی¬ام و اعلام بخش فنی شرکت سوره مهر مبنی¬بر عدم امکان انتشار مجله در صورت نرسیدن CD سوره شماره 30 تا قبل از 9/12/85 جنابعالی اجازه چاپ مجله را ندادید و در تاریخ 9/12/85 دستور به توقف انتشار مجله فرمودید. اکنون و پس از فشارهای متعدد از سوی جوانه¬های جبهه فرهنگی انقلاب در یک حرکت انفعالی اقدام به چاپ مجله سوره به صورت تحریف شده نموده¬اید.
ما اعضای تحریریه سوره ضمن گلایه شدید از رفتارهای غیر اخلاقی اخیر و تهمت و افتراهایی که در زمینه «سوء استفاده از مقدسات»، «قلب واقعیات» «فقدان گرایش دینی» و.... به تحریریه رواداشته¬اید. اعلام می¬کنیم اخلاقاً و قانوناً اجازه چاپ مقالات و مطالب تحریریه سوره بدون هماهنگی با سردبیر ماهنامه که در سایت سوره مهر در خبر مربوط به چاپ شماره سی آقای وحید جلیلی نام برده شده است؛ نمی¬دهیم. براساس این خبر هم طرح جلد مجله و هم پاسخ¬های اعضای تحریریه به مقاله جنابعالی حذف گردیده است ما حاضر به چاپ مطالبمان در چنین مجله¬ای نیستیم، ضمناً حق¬التحریری هم باب آن نپرداخته¬اید که ادعای مالکیت¬اش را داشته باشید البته خوشحالیم در حالی¬که فکر می¬کردید می¬توانید به آسانی این سنگر جبهه فرهنگی انقلاب را تعطیل کنید (و این کاملاً از نامه توقیف سوره و نیز گفت¬وگوی شنبه شما با خبرگزاری فارس پیدا بود) براثر فشارهای مخاطبان مخلص و فرهیخته تحریریه چهارم ماهنامه سوره متوجه شدید که این کار کمی از آنچه فکرش را می¬کردید سخت¬تر است. اما مطمئن باشید از حق قانونی خود درباره انتشار غیر قانونی سی¬امین شماره سوره نخواهیم گذشت.
با تقدیم احترا م
اعضای تحریریه سوره

سوره تحريف شده !!!
جناب آقای حسین شریعتمداری
مدیر مسوول روزنامه کیهان
سلام علیکم
شینده شد که روزنامه کیهان بالاخره بعد از چهار روز حاضر شده است نامی از تحریریه بیپناه سوره به میان بیاورد و بخشهایی از نامه سردبیر سوره به جناب آقای عطاء الله مهاجرانی را منتشر کرده است.
باید به عرض مستطابعالی، برادر ارزشی و اصولگرا برسانم که "دیر آمدی ای نگار سرمست".
تیرهای سهماگین تهمت و طعنه از سوی دوستان به ظاهر اصولگرای شما که به سوی تحریریه چهارم سوره نشانه گرفته شده را نمیبینید؟ نکند خبر ندارید که دوستان اصولگرای شما چگونه نویسندگان آرمانگرای سوره را به مسلخ میبرند و از هر ابزاری برای خفه کردن این فرزندان بیپناه خمینی استفاده میکنند.
برادر عزیز!
مگر نمیدانید که بچههای تحریریه چهارم سوره آدمهای خطرناکی هستند و نمیشود از آنها استفاده ابزاری کرد؟ سورهایها همانطوری که فریب امثال مهاجرانی را نمیخورند و دوستی ظاهریاش را باور نمیکنند، دوستی سیاسیکارانه کیهانی را که همچون بسیاری رقبای دوم خردادیش در برابر برخورد سیاسی با تحریریه چهارم سوره سکوت کرد و فقط وقتی احساس کرد میتواند موضوع را مصادره به مطلوب کند به میدان آمد؛ به رسمیت نمیشناسند و به او برمیگردانند.
برادر عزیز فکر نمی کنید این فرصتطلبیها در شان شما نباشد؟
نمیشنوید صدای نسل جدید جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را؟
ما بسیجی هستیم. و حاشا که بسیجی وارد این سیاسیکاریها شود.
خاطره تلخ خبر ویژه سهشنبهتان را با حذف بخش مربوط به بنیانیان هیچگاه از یاد نخواهم برد.
و همانطور که به آقای بیانیان نوشتم و به خاموشی رساندم و به مهاجرانی نوشتم به شما هم عرض میکنم: سوره شهید خواهد شد و نفله نخواهد شد.
لازم است بند آخر نامه به آقای مهاجرانی را هم تکرار کنم؟
بعدالتحریر: بعضی دوستان میگویند اینها را ننویس وگرنه "میگویند" : اینها با همه درافتادهاند. به همه فحش میدهند. همه را ... .
مشکل اینجاست که کدام همه؟ اولین رسالت جبهه فرهنگی انقلاب آواربرداری از روی همهای است که زیر این همهمه گم شدهاند.


جناب آقای دکتر بنیانیان!
سلام
اهالی هنر و قلم کمابیش در جریان توقیف سوره هستند. عملی که به حضرتعالی منسوب است. احتمالاً علاقمندان سوره هم تاکنون بیتفاوت ننشسته و اقداماتی ولو محدود انجام دادهاند. در مطبوعات اعلام کردید که نمیخواهید مسأله مطبوعاتی شود. شواهدی که پیرامون این قضایا مطرح است، ذهن را به این سمت میبرد که اینبار استثنائاً جنابعالی در موقعیتی شکننده قرار دارید و چنین به نظر میرسد که از مواضع خود کوتاه خواهید آمد، تصمیم تعطیلی سوره دور از زیرکی به نظر میآید و از شما که با رسوم مدیریت آشنایید بعید است.شما باید بهتر بدانید که در این روزگار حذف رقیب اساساً ممکن نیست. مدیر موفق رقیب و حریف را حذف نمیکند، بلکه همت خود را به کنترل رقیب و مهار بحران میگمارد. از چنین مدیری دور از انتظار است که حتی تحمل یک نشریه منتقد را نداشته باشد و اولین اقدام اصلاحیاش توقیف آن نشریه باشد. اما شما این کار را انجام دادید!! بدون توجه به آن که با این عمل چه خاطرهای از خود در ذهن اهالی فرهنگ و هنر برجا میگذارید.
برای خیلیها در آینده این جمله اولین تعریفی است که از بنیانیان به ذهن میرسد: "همون که سوره رو بست". اما باز شما خود بهتر میدانید که این سوره نیز (درست مثل سوره آوینی، بدون آنکه قصد قیاس این دو را با هم داشته باشیم، که این قیاس قیاسی است معالفارق) تنها و تنها مجلهای و دفتری و دستکی نیست که بسته شود و الفاتحه؛ سوره در ذهن و دل نویسندگان و مخاطبان آن است. گیرم که دستور به توقیف همیشگی سوره دادید، با این نویسندگان و مخاطبان چه خواهید کرد؟
اگر مابه عنوان شاهد بیطرف به قضیه نگاه کنیم، واهد نشان میدهد که عملکرد شما این دعوای خانگی را به کوچه و بازار کشانده است. و متأسفانه اولین نصیب جنابعالی از این دعوا این است که همه اعضای خانواده حوزه هنری با شما موافق نیستند. و بدتر اینکه این گروه مخالف اتفاقاً جمعی از برگزیدگان برنامهها و جشنوارهها و مسابقات خود حوزههنری هستند. به تعبیر دیگر فکر مخالف از بیرون به این خانواده تزریق نشده است. شما در جریان این دعوا مخالفانی پیدا کردهاید که در حصار همین چهاردیواریِ تازهسازو نیمهکاره بیمحابا اعلام موجودیت کردهاند، و البته برخی هم که سکوت کردهاند از این روست که نان و نامشان در گرو حوزه است.
حال سؤال این است که شما در برابر این صداهای مخالف چه خواهید کرد؟ لااقل سه واکنش از سوی جنابعالی متصور است:
یکی اینکه موضعگیری کنید، که در این صورت دوستان شما از شما روگردان شده و عدهای که شما نیز در باطن آنها را قبول ندارید شادمان خواهند شد و به شما امید خواهند بست. و بهتبع دفع نیروهای خودی، برای شما که به طور جد دغدغه جذب دارید، سنگین خواهد بود.
دیگر اینکه صبر پیشه کنید و لبخند بزنیدتا بگذرد، که این روش نیز چارهساز نیست و مشکل حل نشده باقی میماند.
و دستآخر اینکه عزم کنید که از تصمیمتان منصرف شوید ودوستان واقعی خود را در کنارتان نگهدارید.
دوستان واقعی که اکنون مغضوب شما هستند، گروهی که شاید در حال حاضر جایگاهی مهم در تصمیمگیریهای کلان جامعه نداشته باشند، اما بیشک هنرمندان، متفکران، و مدیران فردای فرهنگ این مملکت هستند. جنابعالی بیمحابا آنها را متهم به قلب واقعیت و سوءاستفاده از مقدسات میکنید، اما مقبولیتتان در میان مخاطبان مطبوعات (که هیزمکشان این دعوا شدهاند) تا آن اندازه نیست که بیاناتتان را حجت تلقی کنند و بر درستی آن صحه گذارند. و این ضرری است که از این دعوا نصیب شما و مجموعه حوزه هنری خواهد شد و ادامه آن آبی در آسیاب دیگران.
جناب آقای بنیانیان!
هرگز نمیخواهیم به این احتمال فکر کنیم که شما برای حفظ موقعیت خود تصمیم به توقیف سوره گرفتهاید، اما بد نیست بدانید که این احتمال هماکنون در ذهن بسیاری از اعضای خانواده حوزه مطرح است. تمام حرف ما این است که تا کار از کار نگذشته به این حرف و حدیثها پایان دهید و نگذارید این تصویر از شما در ذهن دوستان و دشمنان حک شود، که این بدترین پایان برای این ماجراست.
بعضی ها برگشته اند به انجمن می گویند سوره دیگر منتشر نمی شود. بعضی ها شماره ی قبلی را گرفته اند و ... بعضی ها این حرف ها را باور می کنند ولی برای ما این حرف ها را نزنید ...
با توجه به توقف ماهنامه ی سوره توسط رییس حوزه هنری ، دکتر حسن بنیانیان، انجمن های ادبی استان لرستان بخصوص شهرستان های دورود ، بروجرد ، پلدختر و چند تن از شاعران خرم آباد ( شاعران و نویسندگان و اهل قلم سوره خوان این انجمن ها اعتراض خود را نسبت به این عمل – توقف سوره – اعلام می دارد و دست برادران خود در تحریریه ی سوره که روزها و شب ها به نوشته ها ، نقد ها، نظر ها اشعارشان دل بسته ایم را به گرمی می فشاریم که در این راه پر فراز و نشیب نقد معضلات اجتماعی مثل بسیاری جریان های سازنده ی دیگر کارشکنی ها و مخالفت هایی از تنگ نظری های بعضی مسئولین نمایان است. انجمن های اهل قلم و شعر و داستان استان لرستان فردایی روشن را برای سطر به سطر سوره می بینند .
اعضای انجمن های ادبی وفادار به سوره :
سید رسول پیره، ابراهیم بوالحسنی، محسن بیاتیان ، نصرالله عسگری ، اسماعیل اله دادی ، محمد پنهانی ، سعید ورمزیار، محمد زندی ، کلیایی ، علی روشنگر، علی جعفر مومنی ، محمد زندی ، حسنوند، پالیزبان ، نبی ططری ، زندی ،آرش ورمه زیار، سالاروند و...
ومن الله توفیق...
پاكت نامه با قيد محرمانه به نام تكتك اعضاي تحريريه سوره تحويل سردبير ميشود.
نامه پر است از عبارتهايي مثل «عزيزان من»، «دوستان»، «دوستان گرامي»، «شما عزيزان»، «برادران»، «احترام ويژهاي براي شما قائلم»، «نيت خالص شما در اصلاح امور»، «تشكر از همه زحمات دوستان»، «دست شما را ميفشارم» و ...
اما نامه، روی ديگري هم دارد كه مهمترين آنها جمله پاياني آن است: «انتشار نشريه را به مصلحت نميبينم»، سؤال آنجاست كه آن «احترام ویژه» و «عزیزان من» چگونه به توقيف مجله ميانجامد؟
مديرمسؤول استدلالهايش را اينطور بيان ميكند: «مجله در ابتدا با سرمقاله ای از آقای جلیلی آماده شده بود که بنا به دلایلی که برای خودشان توضیح دادم حذف شد. حالا اینکه چرا به محض حذف سرمقاله ایشان، پای سخنان رهبری به میان می آید، جای مکث بسیار دارد.دوستان گرامی نگاه و قضاوت و اظهار نظر یکطرفه شما را به چه حسابي بگذارم؟»
اسناد توقیف سوره را در این نشانی ها مطالعه کنید:
۞ چشمان سوره را هم كور كردند: باسیدعلیتافتحقدسومکه
۞ خاموشی سوره: بیداری
۞ سوره تذکر دائمی آرمانهای حقیقی انقلاب: تاملات
۞ کار فکری تعطیل شد: پیادهرو خاطرات
۞ چرا سوره را تعطیل کردند؟ : خودجوش
۞ گزینه بعدی دون کورلئونه کیست ؟!: توهمات یک بسیجی غربزده
۞ کلک نزن خوشگله! : داوود مرادیان
۞ سوره یا نیستان؟ : شرح
۞ معتاد این مجله بودم : آقای خامنهای سلام
۞ شهادتت مبارک : پلخمون
۞ برای سورهی شهید : سپیده
۞ كار فكري تعطيل شد : پیاده رو خاطرات
۞ چرا سوره تعطیل شد ؟! : خودجوش
۞ «سوره» جزئی از تاریخ فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی است : بسیج مدرسه علمیه معصومیه
۞ درباره سوره که تازگی ها به جرم شهامت از سوی مدیرمسئول، توقیف شده : ابوذر
..................
این لیست در حال تکمیل است....
برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ پاسخگویی مراجعه فرمایید
لینک دادن به این نظرات به معنی تایید آنها نمی باشد !
در همین رابطه : ادامه اعتراضات طلاب و دانشجویان در رابطه با توقیف سوره

لوگوی بالا را در قسمت ویرایش قالب وبلاگتان کپی کنید
جناب آقاي عطاءالله مهاجراني
سلام عليكم
يادداشت شما را درباره توقيف سوره خواندم. فرصتطلبي شما هميشه رشگبرانگيز و مثالزدني بوده است. اما اينكه بتوانيد از قباي ژنده سوره نيز كلاهي براي خود دست و پا كنيد نشان از نبوغي شگفتانگيز دارد.
فكر ميكنم خودتان بهتر ميدانيد كه سطرسطر سوره با ايمان به حقيقتي نوشته ميشود كه عزيزاني چون شما و امثال شما سالهاست آن را موهوم دانسته و به دنياي شيرين خويش رسيدهاند.
فاستوس عزير! پيشنهادي دارم.
بهتر نيست به نوشتن رمانهاي سفارشيتان مشغول باشيد و به خانواده برسيد و براي آرمانگراياني كه كوچكترين نسبتي با شما ندارند اشك تمساح نريزيد؟
جناب آقاي مهاجراني !
تمام تلاش سوره اين بوده است كه باطن مشترك اسلام آمريكايي را در جلوههاي مختلف فرصتطلب، محافظهكار، ظاهرگرا و ... به چشم مخاطبان بياورد. اگر شما با هديه گرفتن يك "خود"نويس از يك كارگردان به هيجان ميآييد و كارتابلهاي وزير ارشاد جمهوري اسلامي را روي زمين ميريزيد تا به روياي شيرين "خود" فروبرويد، نويسندگان سوره سالهاست كه با الهام از امامي كه بزرگترين هنرمند تاريخ ايران است به جنگ فاستوسهايي آمدهاند كه چون خار در چشم انقلاب فرو رفتهاند.
به جمله اول بعدالتحرير من اشاره كردهاي. بگذار جمله آخر را نيز با هم مرور كنيم :
... بدانيد و آگاه باشيد كار فرهنگي ذاتاً و جنساً با سياسيكاريهاي اين باندهاي جديد كه نوعاً هم رفقاي عزيز خودِ ما هستند از زمين تا آسمان توفير دارد و بايد در ميانه ميدان فرهنگ ايستاده باشيد تا بفهميد سياستزدهها و سياسيكارها چه دماري از هر چه كه " ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزادم" بدهد درميآورند. جنگ اصلي ما جنگ فرهنگيها با سياستبازها و سياستزدههاست.
رفيق جديد عزيز!
براي آقاي بنيانيان نوشتم كه سوره شهيد ميشود ولي نفله نميشود. به شما هم به عنوان يك برادر كوچكتر عرض ميكنم مردهخورها را به بزم شهادت راهي نيست. عِرضِ خود ميبري و زحمت ما ميداري.
لذا از مدير مسئول نشريه و رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات جناب «آقاي بنيانيان» و سر دبير محترم نشريه «آقاي وحيد جليلي» دعوت ميكنيم تا با حضور در ميزگردي علمي در جمع دانشجويان واساتيد يكي از دانشگاهها ، آزادانه و فارغ از تعصب به طرح نظرات و ديدگاههاي خود پرداخته و همچنين با ديدگاههاي طيف جوان و دانشجو مخاطب نشريه بيواسطه آشنا شوند.
مسعود فراستي در ادامه يادآور شد: دو جبهه متحجران و روشنفكرنمايان موافق سوره نيستند و فشار براي توقف انتشار سوره از سوي اين دو جناح است. همچنان كه اين دو گروه همه جا همين فشار را به جريانهاي سالم فرهنگي وارد ميكنند. عليه فيلمهاي اصولي، درباره نشريات، در موضوع كتاب با هم متحدند. نميدانم چطور اين دو جبهه ظاهرا متضاد، همگون و همسان عمل ميكنند؟

جمعی از شاعران در اعتراض به توقیف سوره ٬ وبلاگی را راه اندازی کرده اند.به این آدرس :

شیداتر شد دل و تواناتر شد
هر دل که شکست، عشق ماناتر شد
گفتند: مگویید و مخوانید از عشق
این جملهی نانوشته خواناتر شد
این سوره که آیهآیهاش ایمان بود
تلفیق گل و ترانه و باران بود
می خواست زمین دوباره تطهیر شود
این رود که عاشقانه در جریان بود
| |||
همانها که از نیروهای جوان انقلاب بله قربان گویی می طلبد نه پرسشگری..
همانها که کیسه بیت المال در ید انهاست با گشاده دستی برای امور سطحی که برخی از انها در حد معقول لازم است نه اصل میلیاردی هزینه می کنند اما به حوزه اندیشه و جنگ فقر و غنا و پرسشگری که می رسد دوست دارند خبردار بدهند و دوش فنگ بگویند..

ماهنامه سوره تعطیل شد. یا به قول مدیرمسئول، تا تعیین تیم جدید و اصلاح نگاههای غلط گذشته، انتشارش موقتاْ متوقف شد.
من از جناب آقای بنیانیان، مدیر مسئول محترم، تشکر کرده و این توقیف را از سویی به سردبیر و تحریریه سوره تبریک می گویم که به یقین از هزار فرصت دیگر بهرمند خواهند شد. و از سویی به آقای ضرغامی و خاموشی و سایر مدیران ارشد فرهنگی کشور تبریک می گویم که از شر ما عناصر «تند و پرخاشگر و غیرعلمی» خلاصی یافتند.
وحيد جليلي سردبير دوره اخير سوره بود.هر دو مان در دانشگاه امام صادق تحصيل كرده ايم.من در رشته سياسي و او در رشته اقتصاد.هر چه قدر من بي حال و بي بو و خاصيت بودم ؛ او سر پر شوري داشت و دنبال آرمان هايش كه بيشتر عدالت اجتماعي/اقتصادي بود.اين ويژگي را در سمت سردبيري سوره هم حفظ كرده بود.منتها پس از افولي كه با شهادت آويني گريبانگير مجله سوره شده بود ، اين دوستمان تا حدي توانست ابعاد حرفه اي بودن را به مجله برگرداند.البته رويكرد اين دوره اخير با رويكرد زمان آويني به شدت فرق داشت و خبري از دغدغه هاي تئوريك هنر اسلامي نبود .راستش من در خيلي زمينه ها ( سياسي و فرهنگي) با دوستان هم راي نبودم و اگر نوشته اي را هم به حرمت رفاقتمان براي مجله مي نگاشتم سعي مي كردم در زمينه هايي متفاوت با رويكرد صفحات سينمايي اش باشد ( مثل تبار نگاري سينماي ورزشي در ايران يا بازتاب قضيه فلسطين در سينماي ايران يا نقدهاي كم و بيش مثبت درباره فيلم مونيخ و سيريانا يا بررسي سينماي اجتماعي / جنگي و...) و از اين مي ديدم سينما براي دوستان بيشتر در حد تريبون اهميت دارد تا هنر ؛ خب برايم چندان خوشايند نبود .اما اين اختلاف هاي سليقه اي يك سو است و تلاشي كه در مجله براي بيان دغدغه هاي عدالتي دوستان در ابعاد حرفه اي صورت مي گرفت يك سوي ديگر قضيه است.اين اواخر مصاحبه هاي جانداري در آن انجام مي شد كه خيلي از نشريات مدعي فاقدش بودند.صفحات طنز معركه اي داشت و به طور كلي مجله هويتش زنده بود.حيف...
سوره امروز هویتی یافته که نمیشود این هویت را با متوقف کردن انتشار،از آن گرفت.مسئولانی که سوره را متوقف کردند،با تعطیلی آن به نتیجه مطلوب نمی رسند.کاش این انرژی و سرمایه ای که صرف فشارهای بیرونی بر سوره شد،صرف کار فرهنگی شده بود.من از اول هدفمندی خاصی در سوره دیده ام و این خودش به اندازه کافی ارزشمند هست.
من سالهاست سوره را با این تفکر و هدف خاص که همواره آن را ادامه داده،میشناسم. اینکه قلمهایی از مسیر مطبوعاتی مانند سوره خارج شوند،ضایعه است اما تصور می کنم وقتی یک فکر انتشار یافت،حتما در جایی دیگر بروز خواهد کرد.


خبرگزاري فارس: اعضاي تحريريه مجله سوره با ارسال يادداشتي به خبرگزاري فارس بخشي از مصاحبه رييس حوزه هنري با فارس را «خلاف واقع» دانستهاند.

به گزارش خبرگزاري فارس در يادداشت اعضاي تحريريه مجله سوره به خبرگزاري فارس آمده است:در ارتباط به گفتگوي رياست محترم حوزه هنري با آن خبرگزاري، توضيح ذيل به عرض ميرسد: راجع به مسائل محتوايي سوره دربيانيه تحريريه به تفصيل سخن خواهيم گفت. صرفا به يك نكته خلاف واقع در سخنان ايشان اشاره ميكنيم.
آنجا كه گفتهاند «برخي از مقالات و نقدهاي رسيده كيفيت علمي نداشته و به همين دليل پينشهاد يك شوراي راهبردي را دادهايم تا مقالات و نقدها را بخوانند و سپس در ماهنامه چاپ شود و برخي از دوستان اين موضوع را نپذيرفته اند و اقدام به نگارش نامه اي كردهاند.» متأسفانه اين ادعا هيچ تطابقي با واقعيت ندارد چرا كه اولا تشكيل شوراي مشاوران (راهبردي) در نامه شماره 840287 در مورخ 5/10/85 سردبير به آقاي بنيانيان پيشنهاد شده است كه اصل آن مطمئنا در دبيرخانه دفتر رياست محترم حوزه هنري موجود است.
در ادامه اين يادداشت آمده است: ثانيا مطالب شماره 30 مجله تماما توسط مديرمسئول تأييد شده و آماده ارسال به چاپخانه بود.
ايشان فقط به مقاله آقاي ميرشكاك اعتراضاتي داشتند كه در نهايت راضي شدند بدون سانسور چاپ شود و يك گفتگو هم در مورد توزيع كتاب در جبهه فرهنگي انقلاب را به دستور ايشان حذف كرديم و بحث اصلي در مورد اصرار تحريريه به چاپ سرمقالهاي بود كه پيرو حذف سرمقاله قبلي (كه آن را نيز گردن نهاديم) از سخنان رهبري انقلاب انتخاب شده بود و آقاي بنيائيان با آن نيز مخالفت كرده و دستور جايگزيني آن با مطالبي به قلم خودشان در نقد ماهنامه سوره را دادند به پيوست نامه مورخه 6/12/85 تحريريه به رياست محترم حوزه هنري را كه آقاي بنيانيان ادعا كردهاند تا در آن با تشكيل شورايي كه خود پيشنهادش را دادهايم مخالفت كردهايم ارسال مينماييم تا مشخص شود كه ادعاي جناب آقاي دكتر بنيانيان چقدر واقعيت دارد.
تصوير نامه مزبور در خبرگزاري فارس موجود است.
این پستها و مناصب،ارث پدری نیست.اینان به راحتی و خیالی اسوده بر قدرتی تکیه کرده اند که به بهای خون هزاران شهید و جانباز بدست آمده است. صرف اینکه فلانی،مسئول بهمان سازمان است.این حق را ایجاد نمی کند که سلیقه شخصی خود را در عزل و نصب زیر مجموعه اعمال کند.ایشان مسئول شده اند تا در راستای ترویج ارزشهای انقلاب اسلامی عمل کنند و در غیر اینصورت مشروعیت حضورشان زیر سوال است.
در جواب می گویند: شما نمی توانید بر اساس برداشت شخصی خود از انقلاب اسلامی و هنر انقلاب دیگران را محکوم کنید.
حضرت روح الله :
تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی،اسلام ائمه هدی،اسلام فقرای دردمند،اسلام پابرهنگان،اسلم تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم محرومیتها باشد.هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل،اسلام التقاط ،اسلام سازش و فرومایگی،اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد ...
جملات بالا ،حرف ما نیست که به آن انگ بزنید،نظرات بنیانگزار این انقلاب است.
شگفت آور است تنها نشریه فرهنگی-تحلیلی جمهوری اسلامی ،
با سطح بالایی از مخاطب
با مطالبی به دور از بازیهای کثیف سیاسی
و به قول محافل سکولار، پشتوانه تئوریک دولت نهم ،
توسط افرادی به ظاهر خودی و ظاهر الصلاح،از ادامه فعالیت بازداشته می شود.
ظرفیت و جنبه گروهی از مسئولین انقدر پایین آمده است که حتی انتقادات دلسوزان انقلاب را بر نمی تابند.
هشدار !
که پای حفظ این سنگر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ،مسببین با عکس العمل شدیدی از سوی فرزندان خمینی کبیر مواجه خواهند شد.

" و ان تنصرو الله ینصرکم"


در حالی که مشغول تهیه نامه ای به صاحب امتیاز ، مدیر مسوول وسردبیر نشریه وزین سوره جهت ایجاد رویه ای مناسب ترومنظم تر در چاپ وتوزیع این نشریه بودیم،خبر تغییر سردبیر وهیات تحریریه سوره را شنیدیم.
سوره نوع نگاه ما را به قضیه فرهنگ وهنر انقلاب تغییر داد وسرنوشت بسیاری از ما که قرار بود در روزمرگی کارخانه ها وادارات دولتی گم شویم را به سربازانی در عرصه جبهه فرهنگی انقلاب تغییر داد.
اقدام اخیر مدیر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی که هویداست با فشارمتولیان دستگاههای دولتی فرهنگ همچون صدا وسیما و وزارت فرهنگ و... صورت گرفته را محکوم نموده وهشدار می دهیم شاید با تغییر سردبیر وهیات تحریریه سوره وخط مشی آن حمایت این قشر از متولیان فرهنگی ناخرسند از نگاه دلسوزانه ونقادانه سوره را به دست آورد، اما این ننگ برپیشانی حوزه هنری که قرار است جلودار قافله ادب ،فرهنگ و هنر انقلاب باشد خواهد ماند.
برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ http://soure30.blogfa.com مراجعه فرمایید
سوره،به عنوان یک نقطه شاخص در تاریخ حوزه هنری باقی خواهد ماند
.

سعيد صادقي، عكاس درباره تعطيلي ماهنامه سوره به خبرنگار فارس گفت:جريان تعطيلي ماهنامه «سوره» كه در حوزه هنري اتفاق افتاده، كوچكترين حركت است. متاسفانه در كشوري زندگي ميكنيم كه ساختار فرهنگي و اجتماعي آن سرطان دارد و اين به مديريتها باز ميگردد.
وي با بيان اين مطلب كه در مجموعه مديريتها هر اندازه دو چهره باشي، در كنار اين گونه مديران موفقتري اظهار داشت:برخي مديران به خاطر رفاه شخصي، اهداف ملي و اسلامي را زير پا له ميكنند. اعضاي سوره نقد و دلسوزي را بيشتر از تخريب دارند و متاسفانه آقاي بنيانيان بيشتر حامي مديران است و اين گونه مديران دنبال ارزشها و صداقت ملي نيستند.
اين عكاس جنگ با بيان اين مطلب كه آقاي بنيانيان انسان بدي نيست اما جريان مديريت كشور اين گونه است،يادآور شد: منتقدان واقعي براي اين گونه مديران غير قابل تحملند،اعضاي تحريريه سوره ارزشهاي نظام برايشان مهم است و اعضاي آن بعد از دهه اول انقلاب رشد كردند و افرادي دلسوز و منتقد هستند.
وي ادامه داد:بچههاي منتقد و جواناني از نسل دوم در سوره كار ميكردند كه معتقدم نسبت به انقلاب تعهد داشتند و در جريان سازي فرهنگي تاثير مثبت داشتند،البته نقدهايي نيز به اعضاي سوره وارد است.

حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در نامهاي به اعضاي تحريريه ماهنامه «سوره» دستور توقف اين مجله را صادر كرد.
يكي از اعضاي تحريريه ماهنامه فرهنگي- تحليلي «سوره» در گفت وگو با خبرگزاري فارس اظهار كرد: حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي درنامهاي به اعضاي تحريريه ماهنامه «سوره» دستور داد انتشار اين مجله پس از چهار سال انتشار متوقف شود.
اين عضو تحريريه ماهنامه «سوره» افزود: در نامه بنيانيان تصريح شده «يقين بدانيد كه اجازه نميدهم بعضي از افراد با روشهاي نادرست و پرخاشگرانه با قلب واقعيت و جعل موضوعات بياساس از مقدسات و اعتقادات مردم سوء استفاده كنند.»
وي گفت: مدير مسئول ماهنامه «سوره» در بخش ديگري از نامه خود آورده كه « فرض بر اين است كه مسئولين اين مجله از مشكلات و محدوديتهاي نهادها و دستگاههاي فرهنگي نظام آگاهند. وقتي نقدهاي بيرحمانه آن عزيزان و بعضاً سليقهاي افراد طرح ميشود به طور طبيعي خوانندگان و مديران اين دستگاهها انواع برداشتها و سوء تفاهمات را نسبت به كليت حوزه هنري خواهند داشت.»
اين عضو تحريريه «سوره» تصريح كرد: بنيانيان با اشاره به تذكرات مكرر خود مبني بر اصلاح سمت و سوي نشريه سوره، اعلام نموده كه ديگر انتشار سوره را به مصلحت نميبيند.
ماهنامه «سوره» بنا بر اعلام سايت سوره مهر، وابسته به حوزه هنري پرمخاطبترين نشريه اين نهاد است كه درجشنواره اخير مطبوعات نيز ركورددار تعداد كانديداهاي آثار برگزيده بود.
گفته ميشود اعضاي تحريريه ماهنامه «سوره» بزودي در بيانيه مفصلي علل تعطيلي اين ماهنامه را از سوي مديران سازمان تبليغات و حوزه هنري با مخاطبان اين نشريه در ميان خواهند گذاشت.
تيتر اصلي شماره اخير سوره كه از سوي بنيانيان توقيف شد، «آمادگي براي ضدحمله» بود.

شعار ما در سوره عدالت در عرصه فرهنگ و هنر است. ما معتقديم بسياري از ناكاميهاي ما در عرصه فرهنگ، ناشي از گسستگي بين دو مقوله عدالت و فرهنگ است. اينك تمام تلاش ما اين است كه ...

|
|